این سرزمین من است كه می گرید
این سرزمین من است
كه عریان است
باران دگر نیامده چندی است
آن گریه های ابر كجا رفته است ؟
عریانی كشت زار را
با خون خویش بپوشان



            ای پریشانی

مردی كه آمد از فلق سرخ
در این دم آرام خواب رفته
پریشان شد
ویران
و باد پراكند
بوی تنش را
میان خزر
ای سبز گونه ردای شمالی ام
جنگل
اینك كدام باد
بوی تنش را
می آرد از میانه ی انبوه گیسوان پریشانت
كه شهر به گونه ی ما
در خون سرخ نشسته است .... ؟
آه ای دو چشم فروزان
در رود مهربان كلامت
جاری ست هزاران هزار پرنده
بی تو كبوتریم بی پر پرواز






در رودهای جدایی
ایمان سبز ماست كه جاری است
او می رود در دل مرداب های شهر
در راه آفتاب
خم می كند بلندی هر سرو سرفراز





                      صبح

دگر صبح اسن و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است
دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است
دگر صبح است
دگر از سوز و سرمای شب تاریك ، تن هامان نمی لرزد
دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمی ترسد
دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است
دگر صبح است
كنون شب زنده داران صبح گردیده
نخوابید ، جنگ در پیش است
كنون ای رهروان حق ، شب تاریك معدوم است
سفیدی حاكم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محكوم
است
كنون باید كه برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم
دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است
سزای حق كشان در چوبه ی دار است
و ما باید كه برخیزیم
دگر صبح است
چنان كاوه درفش كاویانی را به روی دوش اندازیم
جهان ظلم را از ریشه سوزانده ، جهان دیگری سازیم
دگر صبح است
دگر صبح است و مردم را كنون برخاستن شاید
نهال دشمنان را تیغ ها باید
كه از بن بشكند ، نابودشان سازد
اگر گرگی نظر دارد كه میشی را بیازارد
قوی چوپان بباید نیش او ببندد
اگر غفلت كند او خود گنه كار است
دگر صبح است
دگر هر شخص بیكاری در این دنیای ما خوار است
و این افسردگی ، ناراحتی ، عار است
دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را
بسوزانیم دشمن را
كه شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان
و یا همراه بادی او شود دور از زمین ها
دگر صح است
دگر روز تبه كاران به مثل نیمه شب تار است

پیچک

جاوا اسكریپت

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو